الشيخ حسين المظاهري

25

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

است . شما نمى تولنيد كلمه اى در قرآن پيدا كنيد كه تنبه را نداشته باشد . مى دانيد كه دو ثلث قرآن‌مستقيم و غير مستقيم‌مربوط به اخلاق و يك ثلث ديگرش هم مربوط به معارف اسلامى است . اما به قول حضرت امام ، اگر با يك دقت اخلاقى ، با يك عينك اخلاقى وارد بشويد ، مى بينيد كه آن ثلث هم مربوط به اخلاق است . من مى گويم نمى توانيد در قرآن كلمه اى پيدا كنيد كه رنگ اخلاقى نداشته باشد . يعنى اگر به فاسق مى گويد كافر ؛ همين معلم اخلاق است . اگر به فاسق مى گويد مشرك ، اين هم يك رنگ اخلاقى دارد . مى خواهد به ما بگويد كه اى انسان ! قبل از آن كه دم مرگ به تو بگويند كافر ، قبل از آن كه بعد از مردن ، در آسمان اول ، دوم و حتى در محضر ربوبى به تو خطاب يا كافر و يا مشرك شود به خود بيا و اين ننگ و شوم فسق را از خود بزداى . به جاى آن ، به تقوا و متقى متصف شو تا هدايت تشريعى ، هدايت تشريفى و هدايت عنايى از آن تو باشد . معناى هدايت در آيه « هدىً للمتقين » گفتيم كه ممكن است اين هدايت ؛ يعنى « هدىً » ، هدايت تشريفاتى باشد . قرآن « هدىً للنّاس » است ، اما مى گويد « هُدىً لِلمُتَّقينَ » ؛ براى اين كه انسان متقى علت غايى دارد . به اين مى گويند هدايت تشريفى ؛ يعنى علت غايى براى نزول قرآن . ممكن است هدايت تشريعى باشد . هدايت تشريعى معنايش اين است كه پيامبرها مى توانند روى آن اثر بگذارند . روحانيت مىتواند روى آن اثر بگذارد . اما اگر صفت رذيله يا گناه مداوم بر او حكمفرما باشد ؛ يعنى قساوت ، اين ديگر قابليت هدايت ندارد : « سَواءُ عَلَيهِم اانذرتَهُم ام لَم تُنذِرهُم لا يُؤمِنون » . به پيغمبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : « انَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى و لا تُسمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ » « 1 » ؛ يعنى اى پيغمبر ! كر وكور و مرده به گناه را كه ديگر نمى توانى زنده كنى . لذا هدايت تشريعى براى افرادى است كه ذهن و قلب سالمى داشته باشند . هدايت تشريعى براى كسى است كه گناه روى گنا ه ، دل او را سياه نكرده باشد و الا اگر دل از اثر

--> ( 1 ) - البته تو مردگان را شنوا نمى گردانى و اين ندا را به كران نمى توانى بشنوانى . ( نمل / 80 )